مامانی یه پسره هورااااااا
سلام پسرم
امروز 25 آذر ماه 92 یه روز خیییییییییلی خوب بود مامانی، بخاطر اینکه فهمیدم جیگر من، عسل من، همه زندگی من پســــــــــــــــره، خیلی منتظر بودم که جنسیتتو بفهمم و بالاخره امروز قسمت شد و فهمیدیم.
ساعت 1:30 سونوگرافی پارمیس وقت داشتم، رفتم و یکم تو نوبت موندم تا اینکه صدام کردن، قبلشم بهم گفته بودن آبمیوه بخور. وقتی رفتم تو تو دلم صلوات میفرستادم و سلامتیتو از خدا میخواستم، دکتر شروع کرد پارامترها رو خوندن که خانوم منشی تایپ کنه، یهویی گفت male! من سریع پرسیدم پسره؟؟؟؟
دکتر گفت بله!
واااااااای خیلی خوشحال شدم مامانی، الهی فدات بشم پسرم، جوووووووووووونم 
بقیه چیزها هم خدا رو هزار مرتبه شکر خوب بود، سنتم 19 هفته بود عشقم 
زودی اومدم بیرون و به بابایی و مامان جون زنگ زدم خبرشو دادم :)
از قبل تصمیم داشتیم اگه پسر بودی اسمتو بذاریم امیرصدرا 
قربون اسم شیکت برم امیرصدرای مامان، عشق مامان، قلللللب مامان 


دوست دارم پسرم 


مامانی یه پسره هورااااااا
